محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

343

مناقب مرتضوى ( فارسي )

هفتاد بار امير المؤمنين نصير را كشته و زنده گردانيد . مؤلف گويد : در باب فضايل در شرح كلام نصرت انجام امير المؤمنين از خطبة البيان چنين نقل كرده شد كه امير المؤمنين فرمود : « اقتل مرّتين و احيى مرتين » يعنى ، منم آن كسى كه مىكشم دوبار و زنده مىكنم دوبار ؛ و در اينجا هفتاد مرتبه مروى است . ظاهرا پيش از زنده ساختن جمجمهء مذكوره از امير المؤمنين اين نوع خارقى به ظهور آمده بنابراين فرموده باشد اگر مراد همين جمجمه است پس اصحّ قول اول است كه كلام معجز نظامش بر آن جارى است و اللّه تعالى اعلم بحقايق الامور . القصه ، امير المؤمنين گذر فرات به جمجمه سپرده به كوفه مراجعت نمود . راوى گويد . جمجمه هفتاد سال ديگر زنده بود و بعد از آن راه آخرت پيمود . » بيت : آمدى بعد از جراحت تازه كرده سينه را * بار ديگر زنده كرده خفتهء ديرينه را منقبت : هم در كتاب مذكور از سلمان فارسى - رضى اللّه عنه - منقول است كه : « روزى امام حسن - صلوات اللّه عليه - پيش امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - گوهر از لعل درربار مىافشاند و از قرآن حديث مملكت سليمان - ع - مىخواند . در اين اثنا گفت : آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : « علماء امتى كانبياء بنى اسرائيل » و تو به حكم نصوص و احاديث ، اعلم علما و افضل اولياى امتى و خداى تعالى به سليمان ملك عظيم عطا فرموده بود به تو چه كرامت كرده ؟ امير المؤمنين دست به دعا برداشت در ساعت پاره ابرى هويدا مانند شتر در پيش او سر بر زمين ماليد . امير با امام حسن بر آن بنشست و من نيز به اشارهء على بن ابى طالب بر او بنشستم و ابر چون مرغ روى به طيران نهاده بر درخت خشكى نزول كرد . امير به امام حسن فرمود : به سوى درخت توجه نماى و زبان به استفسار حال بگشاى . امام بفرموده قيام نمود ، درخت زبان مقال بگشود و احوال خود بر اين منوال بيان نمود كه : اى شاهزادهء دو جهان ، على عالى شأن در اين مقام تنها عبادت مىنمود و از بركت قدوم ميمنت لزومش تر و تازه بودم . از آن وقت كه رسول خدا به دار بقا رحلت نموده ، ترك آمدن كرده و از الم مفارقتش بر سر و برگ جان من به اين خوارى رسيده به خدمت امير المؤمنين عرض حال من كن كه زبان مبارك به دعاى من بگشايد و از براى من سرسبزى طلب نمايد . امام چون حقيقت حالش به عرض رسانيد ، امير دست مناجات به درگاه قاضى الحاجات